کافی شاپ

خرید بک لینک
خیلی وقت بود دلم میخواست برم کافی شاپ ببینم چجور جاییه ... اما با کسی مثل صنم نمیشد رفت ... ی بار زور سرش اوردم تا پیتزا خورد ... تا اخرین تیکه پیتزاش غر میزد :| ... میگفت اینا چین ؟! برا بدن سممن!... پیتزا رو با دوغ خورد:|

بالاخره...ما و مریم اینا و سرپرست و یکی از مدیرا که خانوم بود رفتیم کافی شاپ ... بقیه هم رستوران سنتی

منو رو برداشتم خوندمش قیافه ام اینجوری شد o_O ....

معجون ویتامین ث ... این چی بود؟:D

مریم گفت من با نامزدم زیاد اومدم تقریبا همه اینا رو خوردم

گفت آناهیتا تو که بستنی نمیخوری , آیسپک ... فکر کنم بستنی نیست

منم ی ایسپک کامل رو سفارش دادم ... یکم منتظر شدیم تا سفارشا رو اوردن ... وقتی گذاشت جلوم دیدم ی گالن بستنی کاکائویی فوق العاده شیرین که با دو قاشق شیرینیش دلت رو میزنه ...گذاشته رو به روم :||||||

وقتی یکم ازش خوردم حالم دیدنی شد:| گفتم کاش ی کیک ساده برمیداشتم :|

به فائزه گفتم ایس پک سفارش دادم میخوری ... نگفتم دهنیش کردمه :D در حد دو قاشق :))))))

چند لحظه بعد دیدم تقریبا همه لیوان ایس پک رو خورده! ...

توانا بود هر که دانا بود...

ما را در سایت توانا بود هر که دانا بود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 13:45

صفحه بندی